ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 ساعت 8:13 PM

نمی خوام کسی رو توی زندگی م راه بدم... یعنی نمی خوام همینجوری راه بدم!... می خوام مطمئن بشم همونی یه که قراره همیشه باشه...بعد بیاد و بشه همدم همه ی لحظاتم! اینه که سخت گیر شدم.. اینه که عُنق شدم..اینه که سنگدل و سخت و بی احساس به نظر می رسم. 

دلیل نمی شه هر کی بهت گفت « سلام » ، در جوابش بگی « علیک سلام »!!!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 5 اردیبهشت 1389 ساعت 7:34 PM

می خواستم برم سرکار تا از فکر آقای قاف و خانوم الف در بیام... 

می خواستم انقدر سرم شلوغ بشه تا دیگه بهشون فکر نکنم... 

می خواستم نم نم بشم یه کسی که به خودم قول دادم... 

می خواستم یواش یواش شکل بگیرم. 

اما نشد... 

نشد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 11 فروردین 1389 ساعت 8:18 PM

بازی ایران و ازبکستان رو دارن تماشا می کنن، بابا و پسر کوچیکه خونه!!... بابا همین که داره پیراهنش رو اتو می کنه داد می زنه: احـ .... احـ.... ااااااااااااحسنت! گل شد!... از اونور پسر کوچیکه از تو حموم داد میزنه: چی شد؟! گل شد؟!!!... بابا در جواب میگه: آره! دیدی گفتم بزن سه! دیدی گفتم می بریم؟!... یهو پیراهن ِ نصفه نیمه اتو شده ش رو میاره جلو چشم مامان و با یه حالت طلبکاری میگه: اااااا، دیدی؟!!... سوخت! بنداز دور این اتو رو!... اصلا نمی خواد قبول کنه اشتباه از اتو نیست، اشتباه از خودش و حواس پرتی شه!... بساطی داریم تو این خونه!!... هر کی یه طبلی میزنه! البته بدتر از همه من که یه پام آشپزخئنه ست و میوه های مهمونی فردا رو می شورم، یه پام تو اتاق و پای چک کردن ایـ - میل م، اون یکی پای قرضی مم تو کار خرید عیدی واسه عروس و دامادی هست که فردا مهمونـ ِمونن!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 7 فروردین 1389 ساعت 00:56 AM

یه آدم هپلی شدم چند وقته که خدا میدونه... چقدر دلم می خواد سریع تر شنبه ی هفته ی دیگه بشه تا برم آرایشگاه و به موهام مدل بدم... دلم می خواد جلوی موهام رو مثل « یه یانگ » بزنم... مدل چتری هاش با نمکه!... خواب دیدم موهام رو رنگ کردم... بد نبود، بهم میومد... یعنی توی خواب خوشم اومده بود... اما همین که بیدار شدم خوشحال شدم که خواب بوده و بازم موهام سیاهه!... بعد از اینکه موهام رو کوتاه کردم احتمالا برم خرید... دلم یه تنوع شدید میخواد... یه جورایی از تکرار خسته شدم. میخوام یه کولی بگیرم و یه مدت کیف خانمانه رو بیخیال شم و کولی بندازم و کتونی پام کنم...! می خوام واسه خاطر تموم کارهای خوبم و سلام کردنم و شب مسواک زدنم و درس خوندنم (!!!‌)، برای خودم هدیه بخرم... زیاد فکر نکردم که چی بخرم... فقط می دونم یه ساعت دیدم که بدجوری رفته رو اعصابم و خیلی دلم می خواد که بگیرم. برای مُچ های ریزه میزه ساعت دیر گیر میاد... کلی گشتم اینو پیدا کردم، فقط با توجه به این دیدگاه که « ساعت داری که، پس چه مرگته؟!! » موندم بگیرم یا نه! اونم تو این زمانی که دارم پول رو پول میذارم واسه کفن و دفنم!!... یه ۴-۵ تایی هم جوراب رنگا وا رنگ دلم می خواد... خسته شدم از جوراب سفید یک دست!!... خلاصه کلی طرح و نقشه تو ذهنمه... فقط خدا کنه وقتش که میرسه اصفهانی بازی در نیارم!! 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 5 فروردین 1389 ساعت 3:08 PM

هیچ فکرشم نمی کردم اولین معضل سال ۸۹، وزن کم کردنم باشه. تا بوده همین بوده که دیگران بهم تیکه می پروندن یا اخم و تخم می کردن که ۲-۳ کیلو چاق شو... چیه دو پاره استخون؟! و گاها لبشون رو یه حالتی می کردن انگار دارن از یه چیز به شدت چندش آور صحبت می کنن. حالا مدتی یه که خیلی ها میگن خوب شدم و خیلی تر های دیگه می گن بد نیست یه ۲-۳ کیلویی لاغر بشم. البته من خودم با اون خیلی تر ها بیشتر موافقم... عنقریبه که دایی مراسم عروسی رو راه بندازه و نمی تونم قبول کنم که این شکم کوچک بدقواره رو بندازم تو اون پیراهن سفید ـ مشکی که تا زانو میاد و کمربند داره. بعد یه مشکلی هم که هست اینه که من دقیقا هر بار که یه مسئله رو برای خودم بزرگش کنم و بهش بها بدم پررو می شه و بدتر خودشو نشون میده... این چند روز در حد مرگ خوردم. مامان اینا رفتند مسافرت و من موندم و یه یخچال که تا خرخره پُره و به هوس می ندازتت ثانیه به ثانیه دهنت بجنبه. دیشب انقدری خوردم که وقتی یهو ساعت ۴ صبح هوس کردم چای و بیسکوییت بخورم، عذاب وجدانم پرید وسط و گفت: ممنون صرف شده!!!... به حدی پُر بودم که جای مایعاتم نداشتم و یحتمل اگر چای رو می خوردم پس میزدم!:دی...  

* منتظرم یه اتفاق مهم تو زندگی م بیفته تا دوباره وبلاگ قبلی م رو راه بندازم... اینجا هنوز که هنوزه حکم چرک نویس رو برام داره.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>